222 . پایان نامه اش با زیرنویس خنده

تعرفه تبلیغات در سایت

بعد از عروسی دیشب تازه همدیگه رو دیدیمـ . اول میخواست بره اونور بشینه اما جاشو کنار خودمـ باز کردمـ اومد کنارمـ نشست . اولش صحبت ـامون خیلی آرومـ و در نهایت ِ معمولی بودن، از دانشگاه و روزای ِ هفتمون شروع شد ! چند دقیقه بعد رسیدیمـ به یاد کردن از گذشته ها و مرور خاطرات ِ بچگی و مدرسه و شیطنتامون ! اسمـ شیطنت که اومد بحثمون هیجانی شده بود . یکی اون میگفت ، یکی من . کل جمع خیره بودن رو ما دوتا که وسط تعریف کردنامون خودمون از خنده غش کرده بودیمـ . اونقد خندیده بودیمـ نمیتونستیمـ صاف بشینیمـ . همون موقع مامانش به مامانمـ گفت : اینقد باهمـ خوبن و حرف ِ نگفته دارن ، سالی یه بار پیش ِ همن ! ساکت شدیمـ و دوباره خندیدیمـ !

دلامون میگفت ؛ عـشـق ، مسیـر زندگی ِ آدما رو عـوض میکنـه . و این حقیقــتی بود تو دلای ِ پـُر از آشوب ِ ما .. 
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 15:40

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :