223 . آخه مهربونی بیشتر بهش میاد تا اخم | بلاگ

223 . آخه مهربونی بیشتر بهش میاد تا اخم

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

'م' درست میگفت که خیلی حساسمـ .. میگفت فکرتو بزار فقط واسه خودت . مهمـ نباشه فلانی امروز چرا سلامـ نکرد ، اون یکی چرا محل نزاشت . که اگه کمـ کمـ این چیزا واست بی اهمیت بشه عادت میکنی ..

گفتیمـ و گفتیمـ اما آخرش من اگه چیزی تو دلمـ از کسی باشه ، اونمـ تو این موردای ِ خاص ، حتماً باید به طرف بگمـ . واسه خاطر اینکه مشکلی بینمون نباشه و مـُدامـ من نخوامـ فکرکنمـ چی شده و اونمـ درگیر و همچنان دور .. اصولاً با یسری اتفاقا کنار میامـ . اگه از طرف فامیل یا دوستی باشه . چون میدونم بلاخره یه روزی یه جایی مشخص میشه قضیه از چه قرار بوده و همه چی معلومـ میشه . اما درمورد غریبه ها اوضاع واسمـ فرق میکنه . به 'م' میگمـ وقتی غریبه ی ِ تازه آشنا شده ای یهو باهامـ سرد میشه و مثل ِ قبلش نیس یه حسی بهمـ میگه کسی پشت ِ سرم چیزی گفته ! میخنده و میگه "تو این مورد شک نکن" !! چیزی نگفتمـ اما میدونمـ یروز فلانی رو تنها یه گوشه گیرش میکشمـ و ازش می پرسمـ چی اینقد ناراحتش کرده و غمگین . بهش میگمـ این چهره ی ِ آرومـ شده از سر غمش ، چقد ناآروممـ میکنه ...
...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 17:41