و آن هنگام که مارا ، انتظار خواب خفه کرده بود ،
آنان که به سرمستی ما خیره بودند ،
آرامش را بغل کرده و دور از ذهن های ناآرام ما ،
به فکر رویای فردای خویش ، خفته بودند ...
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
پیدا کردن ِ رمز ِ این وب ، تو این روزا شاید یه نشونه بود واسم !
نشونه ای که یا هُلت میده و موفقت میکنه یا پرتت میکنه !
درهرحال مثل همیشه آدم ِ قوی موندن ، نترسیدن و جنگیدنم !
خلاصه بعد از ۴ سال و اندی سلام
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
رفیقی که این روزا واسه همدیگه هم دردیم هم درمون ...
بلاخره یه جا باید دلی میشکست ...
و مثل همیشه اون دل ، دل من بود ...
خوب ... کی میدونه قصه ی ما چجوری به سر رسید ...
خدا . قسمت من همیشه تنهایی بوده . شکر ...
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
اولین کارم بعد از شروع ِ روزهای تنهایی چه بود ؟
.
موهایم را تا گردن کوتاه کردم
و هندزفری جدیدی با صدای بلندتر برای خودم گرفتم :)
.
روزهای سختی پیش ِ روست
تحمل ِ دلی شکسته ، که نه می بخشد نه فراموش می کند ...
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
آوارگی که شاخ و دم نداره .
همینکه تو شلوغی ِ شهر ،
با خجالت و چشمای اشکی ازت خداحافظی میکنم
و تو اون لحظه نمیتونی منو کنار خودت نگه داری
یعنی من آواره ترین دختر شهرم ...
آواره ترین ، بدبخت ترین ، بیچاره ترین ...
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
روز و شبم شبیه هیچ چیزی نیست
خدایا من از این دریای ِ حکمتت
از این نامهربانی ِ روزگارمان
خسته ام
رنجیده ام
دل شکسته ام
اینقدر رنج و سختی
این امتحان به این بزرگی
چندسال صبر
خدایا ؛ چقدر ؟؟؟
من بنده ی ِ توام ...
صبور نیستم ...
زود رنجم ...
شکننده ام ...
پر از غصه ام ...
بی طاقت ِ دیدن ِ غمم ...
کی شادی ؟
کی لبخند ؟
کی خوشبختی ؟
کی آرامش ؟
کی ' او ' ؟
میخواهم مرحم درد هایش باشم فقط *
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
قربونت برم خدا ؛
چه صبری داری
و شکر که ذره ای از این بزرگی رو بهمون دادی :)
❣ سختمه ..
ولی از امروز تک تک ِ روزامو دقیق تر میشمارم
میشمارم تا برسم به لبخندام . به وعده ای که خدا داده .
به یه زندگی ِ خوب که حق ِ هر آدمیه .
الهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
خدایا شکرت . واسه بودنش ..
وقتی هست خوبم .
حتی با وجود مشکلاتی که داری کمکمون میکنی حلشون کنیم ..
مهربونیت رو شکر ..
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار
همچنان شب های بیقراری و نگرانی رو پشت سر میزارم.
این همچنان از اون همچنان های چندساله ست ..
امروز از سر درد و مشکلات اعصاب خورد کن کلافه شدم . خواب هم نتونست چاره ی دردام باشه ..
خدایا ؛ میشه یه آرامشی ، صبری ، تسکین قلبی چیزی واسم بفرستی؟ می بینی که این روزا چقد بهش احتیاج دارم . نمیخوام همش به هم بریزم و چندثانیه بعدش سکوت کنم و چیزی جز پشیمونی دستمو نگیره.. خودت دستمونو بگیر . پشت و پناهمون باش ...
برچسب:
نویسنده: نگار رستگار